فرود
آسمان مرا غل می دهد
باد نوازشم می کند
ابرها از من رد می شوند
انگار من بر باد می وزم
این سرعت جنون آمیز است
لحظه ها از پس نگاهم گذر می کنند
وارونه ی وارونه
و من عاشقانه فرود می آیم بر خویشتن...
وارونه...
در باب هنر
آسمان مرا غل می دهد
باد نوازشم می کند
ابرها از من رد می شوند
انگار من بر باد می وزم
این سرعت جنون آمیز است
لحظه ها از پس نگاهم گذر می کنند
وارونه ی وارونه
و من عاشقانه فرود می آیم بر خویشتن...
وارونه...
من خودم بودم و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزید
من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند و نه الوده به افکار پلید...
من به دنبال نگاهی بودم که مرا
از پس دیوانگی ام می فهمید
و خدا می داند .......
سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود.
تكنيك : طراحی با مداد/ شهرام دلدار / بهمن 88
تا یافتم
درختی بلند...
سر به آسمان میسایید
رفتم از آن بالا
آنقدر که زمین،
زیر پایم، چون سیب سبزی بود.
در جستجوی مرگ...
دریغ،
لحظه یی درنگ،
تا ابد
مرا بالای درخت
منتظر ثانیهای تصمیم،
نگاه داشته.
همچنان ایستاده ام...
موج دریا چند گامی فاصله دارد.
زمین، پهناور و بی درختی سبز...
من، همچنان گمگشته در تردید...

اينجا در ساحل
تكه چوبي مي يابم..
در پي انديشه اي كه آن روزي درختي بوده است، غرق شده ام
مي خواهم از آن بالا روم..
دوستانم، نگهش مي دارند
به سختي روي آن مي ايستم
همه مي روند
من مانده ام.. بر روي تكه چوبي
كه به آسمان هم وصل نيست
آنجا كه حتي صداي امواج دريا مرا هل مي دهند
اينجا زمان مي ايستد
هزارم ثانيه اي با صداي شاتر دوربين
رشته هاي وجود پاره مي شوند
مي افتم،
اما قبل از آن تصويري ثبت مي شود
كه گويي هزاران سال است كه پا بر جاست...