تبليغاتX
 هفتو
هفتو
در باب هنر
منقوش

می رویند..

همراه می شوند / مرا در خود حل می کنند...

تسخیر می شوم / از خود بی خود / این منم یا نه؟

نه... نقوش منه من اند...!

تكنيك : فتوشاپ/ شهرام دلدار / دی 88


[ ]
+
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ها-نی
هم اکنون احساست میکنم...

آرام قدم بگذار / اینجا سرزمین من است...

نه نه نه.. از دالان تاریک نرو..

رفتی..؟!

وای..! سر برگردان / بچرخ..

مبادا به گلدان خسته بخوری / مرا دردت می آید...!

کجا می روی؟ برگرد- آنطرف را ببین ...

آه .. نمی بینی / اینجا سرزمین من است...

مممم .. میتوانی صدایم را بشنوی..؟

نمیدانم... اما اگر می شنوی...

بگو (ها).. (نی) نگویی که مرا دردت می آید...


[ ]
+
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این منم

نقاط باریک پستوی ذهن

تاریکی زندگی در ابعاد اتاق تنهایی

روزهای تکراری

احساس/ تنفس/ خواب و بیداری

تلاش برای بودن

این من هستم...!

تكنيك : فتوشاپ/ شهرام دلدار / آذر 88


[ ]
+
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
وهم
چیزی/ مثل لکه یی زرد رنگ/ روی سقف ترکید/‌ لکه ی تپنده یی با دست و پاهایی آب گونه که از چرخیدن به دور من وا نمی ماند. بالاخره صدای پایی شنیده شد/ صدای پای دخترکی که بدون توقف به من نزدیک می شد.

اما هرگز به بالینم نمی رسید...


[ ]
+
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ديوارها
با اندكي كاغذي كه برايم باقي مانده است ميخواهم از پشيماني ها،از چيزهايي كه نا ممكن شدند، از چيزهايي كه مي توانستند ساخته شوند ولي خراب شدند، و از چيزهايي كه به سبب كمي وقت نتوانستم انجامشان دهم، حرف بزنم .

برايم مشكل است كه از ناممكن ها حرف بزنم. ناممكن ها، اين سنگر مذاب شده يي كه در وجود من است و گاهي بيهوده با آن درمي افتم، مثل ديواري مي ماند كه هرگز نتوانم آن طرفش را ببينم..

ديواري از او و خاطراتش و معاشقه...

من در پاي اين ديوار آخري خواهم مرد.

شايد در دنياي ديگري با همين قدم هاي تند و مصمم به مقصودم برسم!

فقط يك چيز مرا نجات مي دهد: اين شهادت...


[ ]
+
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!