تبليغاتX
هفتو

هفتو

در باب هنر

فرود

 

آسمان مرا غل می دهد

باد نوازشم می کند

ابرها از من رد می شوند

انگار من بر باد می وزم

این سرعت جنون آمیز است

لحظه ها از پس نگاهم گذر می کنند

وارونه ی وارونه

و من عاشقانه فرود می آیم بر خویشتن...

وارونه...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 1:32  توسط شهرام  | 

بیوگرافی یک مرده

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید

من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند و نه الوده به افکار پلید...

من به دنبال نگاهی بودم که مرا

از پس دیوانگی ام می فهمید

و خدا می داند .......

 سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 12:10  توسط شهرام  | 

تشویش

تكنيك : طراحی با مداد/ شهرام دلدار / بهمن 88

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط شهرام  | 

تردید

صد سال جستجو کردم

تا یافتم

درختی بلند...

سر به آسمان میسایید

رفتم از آن بالا

آنقدر که زمین،

زیر پایم، چون سیب سبزی بود.

در جستجوی مرگ...

دریغ،

لحظه یی درنگ،

تا ابد

مرا بالای درخت

منتظر ثانیه‌ای تصمیم،

نگاه داشته.

همچنان ایستاده ام...

موج دریا چند گامی فاصله دارد.

زمین، پهناور و بی‌ درختی سبز...

من، همچنان گمگشته در تردید...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 0:8  توسط شهرام  | 

افق

اينجا در ساحل

تكه چوبي مي يابم..

در پي انديشه اي كه آن روزي درختي بوده است، غرق شده ام

مي خواهم از آن بالا روم..

دوستانم، نگهش مي دارند

به سختي روي آن مي ايستم

همه مي روند

من مانده ام.. بر روي تكه چوبي

كه به آسمان هم وصل نيست

آنجا كه حتي صداي امواج دريا مرا هل مي دهند

اينجا زمان مي ايستد

هزارم ثانيه اي با صداي شاتر دوربين

رشته هاي وجود پاره مي شوند

مي افتم،

اما قبل از آن تصويري ثبت مي شود

كه گويي هزاران سال است كه پا بر جاست...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 10:57  توسط شهرام  |